الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

276

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

در آيه بعد ، دو قسمت ديگر از نقطه‌هاى ضعف اخلاقى اين جمعيتها كه سبب گمراهى و نابودى آنها گرديده ، بيان شده است . نخست مىگويد آنها افرادى پيمانشكن بودند : « و ما براى اكثريت آنها عهد و پيمان ثابتى نيافتيم » ( * ( وَما وَجَدْنا لأَكْثَرِهِمْ مِنْ عَهْدٍ ) * ) . اين عهد و پيمان ممكن است اشاره به « عهد و پيمان فطرى » باشد كه خداوند به حكم آفرينش و فطرت از همه بندگان خود گرفته است ، زيرا هنگامى كه به آنها عقل و هوش و استعداد داد مفهومش اين بود كه از آنها پيمان گرفته ، چشم و گوش باز كنند ، حقايق را ببينند و بشنوند و در برابر آن تسليم گردند و اين همان است كه در آيات آخر همين سوره ذيل آيه 172 به آن اشاره شده و تحت عنوان « عالم ذر » معروف است كه به خواست خدا شرح آن در ذيل همان آيات خواهد آمد . و نيز ممكن است اشاره به عهد و پيمانهايى باشد كه پيامبران الهى از مردم مىگرفتند ، بسيارى از مردم آن را مىپذيرفتند و سپس مىشكستند . و يا اشاره به همه پيمانها اعم از « فطرى » و « تشريعى » بوده باشد . در هر صورت روح پيمانشكنى يكى از عوامل مخالفت با پيامبران و اصرار در پوييدن راه كفر و نفاق و گرفتار شدن به عواقب شوم آنها است . سپس به عامل ديگر اشاره كرده ، مىگويد : « اكثر آنها را فاسد و خارج از اطاعت فرمان يافتيم » ( * ( وَإِنْ وَجَدْنا أَكْثَرَهُمْ لَفاسِقِينَ ) * ) . يعنى روح تمرد و قانونشكنى و خروج از نظامات آفرينش و قوانين الهى يكى ديگر از عوامل ايستادگى و پافشارى آنها در كفر و بىايمانى بود . بايد توجه داشت كه ضمير اكثرهم به همه اقوام و جمعيتهاى پيشين باز مىگردد ، و اينكه مىگويد اكثر آنها پيمانشكن و فاسد بودند براى رعايت حال اقليتهايى است كه به انبياى گذشته ايمان آوردند و وفادار ماندند ، هر چند